من یعنی کامل بودن !!!

پدران ومادران محترم ، سلام :

   امیدوارم شاد و قدرتمند باشید و مسیر رشد و پیشرفت را در کنار فرزندانتان طی کنید .

   عزیزان ، این همه عجله و شتاب برای چه ؟ می خواهید فرزندانتان را به کجا برسانید ؟ همین حالا روی کاغذ بنویسید تعریفتان از زندگی چیست ؟ هدفی را که برای آینده فرزندتان دارید تعریف کنید . حالا کمی به توانایی های او فکر کنید . آیا هدفی که تعیین کرده اید متناسب با توانایی فرزندتان هست ؟ آیا واقع بینانه است ؟ دوست دارید چند سال بعد ، فرزندتان از لحاظ سلامت جسمی وروانی در کجا قرار گرفته باشد ؟ مسلما همه شما پاسخ خواهید داد در بهترین وضعیت ! اما خبر بد این است که سوق دادن فرزندتان به سمت بهترین و سرآمد بودن و جاانداختن این معادله در ذهن او که اشتباه کردن یعنی فاجعه ، حاصلی جز سرخوردگی ، اضطراب و افسردگی و ... نخواهد داشت .

   از خودتان بپرسید چرا می خواهم فرزندم در مدرسه بهترین نمره را بیاورد ؟ قرار گرفتن او در بین سه نفر برتر مدرسه چه حسی در من بوجود می آورد ؟ رتبه آوردن او در منطقه چه نفعی برای من دارد ؟

   متاسفانه برخی پدر و مادرها با کودک خود هم هویت شده اند . انگار دارند به جای او مقام کسب می کنند . وقتی فرزندشان نمره پایینی می گیرد ، احساس شکست می کنند و وقتی اشتباهی می کند مثل اینست که خودشان شکست خورده اند . انگار به چند سال قبل برگشته اند و می خواهند ناکامی های خودشان را جبران کنند . برخی از والدین که خودشان در تحصیل موفق نبوده اند ، آن قدر به کودک فشار می آورند تااز طریق او به موفقیت برسند ، غافل از این که در نهایت فرزندشان با کوله باری از اختلالات روانی فارغ التحصیل خواهد شد . همیشه به این مورد توجه کنید : آیا فرزندم از این که این همه درس می خواند در حال شکوفا شدن است یا هرروز مضطرب تر و حساس تر می شود ؟ چه فایده دارد تمام نمرات او 20 باشد اما سطح سلامت روانی او هرروز افت کند ؟ چه فایده دارد او خودش را با نمرات و موفقیت ها یش یکی بداند ؟ چرا به خاطر نمره فرزندتان را زیر فشار می گذارید ؟ چرا دایم او را با همکلاسی اش مقایسه می کنید ؟

   برخی از والدین فرزند خود را برای نمایش آماده می کنند و در هر میهمانی و گردهمایی دستاورد او را به رخ دیگران می کشند . موجی از تشویق کودک را در برمی گیرد غافل از این که او در حال فرورفتن در باتلاق اضطراب است و با این افکار دست و پنجه نرم می کند که اگر بار دیگر نتوانم موفق شوم چه ؟ اگر نمره ام کم شد آبرویم می رود . الان همه مرا بخاطر نمره ام تشویق کردند ، من یعنی نمره خوب ، یعنی کامل بودن . برای این که دیده شوم باید بهترین باشم ، باید زیر نور افکن باشم . من یعنی کامل بودن ، همه کامل بودن را دوست دارند ...

   خودتان فکر کنید همه این گفتگوها که در ناخودآگاه انسان شکل می گیرد چه بار عظیمی ازفشار واضطراب را بردوش او می گذارد . مطمئن باشید روزی می رسد که زیر نورافکن در حالی که کوله باری بزرگ از اضطراب را بردوش دارد شکسته شده و دیگر توان حرکت نخواهد داشت .

   پدر و مادر عزیز ، چه اشکالی دارد فرزندتان کودکی اش را بکند و از این دوران لذت ببرد ؟ کشف استعدادها به جای خود ، اما جایگاه آرامش و تفریح کجاست ؟

   والدین عزیز ، به خودتان بیایید . اگر تا به حال مسیر اشتباه را پیموده اید از این به بعد می توانید مسیر راآگاهانه تر طی کنید . برای تغییر شرایط باید از خودتان شروع کنید و نگرش و رفتار خود را تغییر دهید . شاید لازم باشد ابتدا به کمک یک روان درمانگر خودتان را اصلاح کنید تا چرخه خانواده اصلاح شود . شاید لازم باشد به استقلال روانی فرزندتان احترام بگذارید . لازم است عینک جدیدی به چشم بزنید و سایر جنبه های فرزندتان را هم ببینید و مورد تشویق قرار دهید . مسلما فرزندتان غیر از موفقیت تحصیلی ، خصلت های دیگری هم دارد که می توانند مورد تشویق قرار گیرند . به جای این که اورا برای بهترین بودن تشویق کنید به او کمک کنید تا در مقایسه با خودش رشد بیشتری داشته باشد . خودش را با خودش مقایسه کنید .

   والدین مهربان ، بدترین معادله ای که در ذهن افراد شکل می گیرد این است :  " اشتباه کردن مساوی است با بد بودن  "  و شاخ و برگ های این معادله این است : اشتباه کردن یعنی طرد شدن ، یعنی متلاشی شدن ، یعنی هیچ بودن .

   عزیزان ،دست از بیش حمایت گری بردارید . فرزندتان برای این که بتواند در جامعه زندگی کند باید ، باید و باید ناکامی را تجربه کند . باید بفهمد شکست یعنی چه ، باید تجربه کند و یاد بگیرد که دوباره می تواند بلند شود . باید یاد بگیرد که شکست پایان همه چیز نیست ، وگرنه چند سال بعد با اولین شکستی که تجربه می کند چون هیچ سپر روانی ندارد برای آرام کردن خود دست به هر کاری می زند . به فکر چند سال آینده اش باشید و او را آماده کنید تا در صورت تجربه فقدان از لحاظ روانی متلاشی نشود . همین امروز اقدام کنید ، از وسایل کمک آموزشی مثل کتاب ها و سی دی های تعلیم و تربیت فرزند بهره ببرید . اگر لازم است از روانشناس برای درمان خودتان کمک بگیرید . زندگی می تواند برای شما و فرزندتان خیلی زیباتر باشد اگر یاد بگیرید که هر کسی  ویژگی های منحصر به فردی دارد که می تواند در قیاس با خودش هر روز بهتر از قبل باشد . اگر یاد بگیرید بازی مقایسه با دیگران و از دیگران بهتر بودن را کنار بگذارید و باور کنید که این بازی ها حاصلی جز آسیب روانی به بار نخواهد آورد . یاد بگیرید از فرزندتان با توجه به توانایی های عقلی ، جسمی و روانی اش توقع داشته باشید و همیشه این سوال را از خود بپرسید : " آیا فرزندم در حال شکوفا شدن است یا در معرض فشار و اضطراب ؟ "

زندگیتان سرشار از آگاهی باد

نویسنده  : احمد حلت

منبع : مجله موفقیت

نیمه دوم بهمن 91

تفکرموفق

همه چیز از فکرتان شروع می شود . این نظام اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان راشکل می دهد . اگرزندگی متوسط الحالی رامی گذرانید ، به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید . تصمیمی که گرفته اید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد .

درنتیجه اگر می خواهید به موفقیت دست یابید ، باید اول ازفکرتان شروع کنید . طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قراردهید . مطمئن باشید شما هم مثل آنها نتیجه ی عالی به دست خواهید آورد .

موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچ وقت تصادفی اتفاق نمی افتد . البته ممکن است که درطول مسیر کمی شانس باشما همراه شود که درموقعیت خوبی قرار بگیرید ، اما این شرایط بادوام نیست . موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند واحتمال شکست راپایین می آورند .

بعضی از موفق ترین افراددنیا ازهیچ به آنجارسیده اند . خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانسته اند سالی یک بار درست وحسابی حمام کنند . چطورممکن است کسی که چنین شرایط بدی درزندگی داشته است ، به چنان موفقیتی دست یابد ؟

ساده است . چون موفقیت هیچ وقت تصادفی اتفاق نمی افتد . خیلی ازاین افراد باتلاش بی وقفه موفق شده اند ، چون انتخاب دیگری نداشته اند . این سخت کوشی برایشان به شکل عادت درآمده و هیچ وقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خوددرست کردند هم دست ازتلاش برنداشته اند . کارسخت ، هوشمندانه و دوستان زیاد آنهارا به این پله رسانده است .

این هاعناصرموفقیت هستند که همه دراختیار دارند ، حتی اگربسیاری ازافراد نخواهند این اصول رابپذیرند . ازاین گذشته ، همه ی مادرانتخابمان آزادیم ، می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یاشکست بخوریم ، انتخاب ماست .

موفقیت تصادفی نیست . هیچ کس نیست که بدون تلاش وذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست یابد . این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید درزندگی تان موفق باشید یا ناموفق . انتخاب با شماست .

منبع : مجله رشد آموزش راهنمایی تحصیلی

شماره 5 ،دوره هجدهم ، بهمن 91


 

آموزش خانواده

ü       تنها چیزی که واقعیت دارد ، تغییر ودگرگونی است . جدال با دگرگونی اتلاف وقت است و ما در این جنگ پیروز نخواهیم شد . پس پذیرش مشتاقانه ی تغییر و دگرگونی ، آرامش بخش زندگی ماست .

ü       ریشه ی آسایش در متن دشواری ها نهفته است و لذت حیات در شدت بلاست .

ü       حساسیت بیش از حد نسبت به کودک مسئولیت های درونی و خودجوش را از او دور ساخته و از او موجودی بی تفاوت و بی مسئولیت می سازد .

 


 

افسردگی درنوجوانان

" احساس می کنم که خیلی بی کس هستم " ، " همه ازمن متنفرند  ،  من حتی خودم هم ازخودم متنفرم " ،  "چگونه می توانم ازاین چاه نکبت خلاص شوم ؟ " ، " نمی توانم درس بخوانم " ، "  من هیچ دوستی ندارم " ،  آیا این جملات آشناست ؟ آیا نظیر چنین جملاتی را اززبان نوجوان خودشنیده اید ؟ افسردگی در نوجوانان بیش تر از آنچه قبلا ً فکرمیکردند ، رایج است . نوجوانی که بنظر گوشه گیر وتنها می رسد ، دربیشتر موارد درگیریک دوره حل مسئله است . درحالیکه برای برخی دیگر یک مشکل جدی تراست که حتی درمواردی می تواند منجر به خودکشی شود . نوجوانان افسرده احساس غمگینی می کنند و ممکن است این حالت را به عنوان احساس بی کسی استنباط نمایند .

معمولاً اینگونه جوانان درارتباطات خود با خانواده ودوستان راحت نیستند . آنها اغلب توانایی تمرکز حواس ضعیفی دارند ، درشروع عمل واقدامات خود انگیخته بی نهایت مشکل دارند. تغییرات قابل توجهی درنحوه ی تفکر و رفتار آنها مشاهده می شود . اغلب اوقات درطول شب با اختلالات خواب مواجه اند و تغییراتی درالگوی غذاخوردن آنها مشاهده می شود ، ممکن است احساس شدید خستگی کنند ، انگار خودرابه زور حرکت می دهند یا برعکس برخی از آنان بسیار پرانرژی هستند ، ممکن است احساس گناه یا بی ارزشی کنند.

نوجوانی که مبتلا به بیماری افسردگی است، اگرکمکی که به آن نیاز دارد دریافت نکند ، ممکن است اقدام به خودکشی نماید . بطور عادی نوجوانان وقتی که غمگین باشند درباره غمشان شکایت یا صحبت می کنند و سعی می کنند که برای رفع آن کاری کنند . بطورکلی افراد درنوجوانی ازوالدینشان دور می شوند و بیشتر با همسالان خود تماس وارتباط برقرار می کنند . تفاوت بین غم معمولی نوجوانان و افسردگی بستگی به مدت زمان ، شدت ومیزان انحراف خلق ازخلق ورفتارمعمول نوجوان دارد . نوجوانان به دلایل مختلف غمگین می شوند . نوجوانانی که بطور ممتد تحت فشارروانی هستند ، افسرده می شوند و این موارد بیشتر در خانواده هایی اتفاق می افتد که مورد مشابهی دربین اعضای خانواده ازافسردگی وجودداشته است .

چند نکته مهم

  • دراجرای انضباط از تقویت مثبت استفاده کنید . شرمساری و تنبیه دربرقراری انضباط ممکن است باعث بروز احساس بی ارزشی و عدم کفایت در اداره امور زندگی نوجوان گردد .
  • ازابراز حمایت بیش ازحد وراهنمایی بی حد به نوجوان احتراز کنید . حمایت بیش از حد امکان هرگونه بروز اشتباهی را از نوجوان می گیرد . هدایت وراهنمایی بیش ازحد درزمینه آنچه که باید و آنچه که نباید توسط والدین باعث می شود که نوجوان فکر کند آنها به اواعتماد ندارند .
  • انتظار پذیرش مطلق ازطرف نوجوان خود نداشته باشید .
  • ازنوجوان خود انتظار تکمیل و برآوردن آرزوها و اهداف ناکام خودرا نداشته باشید .
  • مجدداً ذکر می گردد که گاهگاهی احساس ناخشنودی در بین نوجوانان شایع است .

علائم افسردگی نوجوانان

درصورتی که متوجه شدید حداقل 3مورد یابیشتر ازمواردذیل به مدت دوهفته یابیشتر ادامه دارد احتمال ابتلا به افسردگی نوجوانی وجوددارد :

  • گریه کردن ، غمگینی یابداخلاقی
  • گوشه گیری ( احتراز ازدوستان ، فعالیت ها ، ووقایع اجتماعی )
  • مشکلات خواب
  • افت عملکرد مدرسه ای
  • فعالیت زیادی یا فقدان فعالیت وانرژی
  • احساس گناه یاخودکم بینی
  • خستگی بیش ازحدودائمی
  • اشتغال ذهنی بیش ازحد درمورد مرگ ، مردن یا آرزوی مرگ

اگر نوجوانی که مبتلا به افسردگی است کمکی دریافت نکند ممکن است به عنوان یک راه فرار ازاین موقعیت ، اقدام به خودکشی نماید .

چهار نشانه ای که احتمال اقدام به خودکشی را مشخص می کند عبارتند از :

1-    تهدید یاصحبت کردن درموردکشتن خود .

2-  ابرازآمادگی برای مرگ مثل بخشیدن مایملک خود ، وصیت نامه ، نامه های وداع ، یا خداحافظی کردن.

3-    به نحوی صحبت کردن که انگار هیچ امیدی به آینده ندارد .

4-    احساس بیکسی و ناامیدی نسبت به خود یاسایرین .

نوجوانانی که هرکدام ازاین علائم رانشان دهند بایستی حتماً به روانپزشک ارجاع شوند وکمک تخصصی ویژه دریافت کنند . اگراحساس می کنید که نوجوان شما ممکن است ازافسردگی رنج ببرد پیشنهاد می شود که نسبت به ارجاع اوبه یک متخصص با تجربه بهداشت روان  وانجام ارزیابی دقیق اقدام نمایید.

کمک هایی که شما می توانید بکنید :

  • داوطلب گوش دادن به صحبت های آنان باشید . زمانی راواقعاً صرف نوجوان خود کنید . احساس نکنید که همیشه باید توان پاسخگویی به سوالات آن هارا داشته باشید. فقط گوش کنید .
  • مسئله ی مطرح شده توسط آنهارا کاملاً جدی بدانید . آن مسئله ممکن است برای شما مهم نباشد ، ولی برای آنها اهمیت دارد . به نوجوان خودنشان دهید که مورد توجه شماست وسعی در درک اودارید .
  • نوجوان خودراتنها نگذارید . بیان این جمله کمکی به نوجوان نمی کند :  " چیزی نشده . سرت را بالا بگیر ، فردا حتماً روز بهتری خواهد بود .  " مسئله ای که بوجودآمده برای اوکاملاً جدی وواقعی است .
  • نوجوان راتشویق کنید که باسایربزرگسالان نیز همانند شما صحبت کند . به اوپیشنهاد کنید که به آنها به عنوان یک دوست بزرگسال اعتمادکند . ( این افرادمورداعتمادوالدین باشند ) .
  • سعی کنید نشان دهید که آنها برایتان اهمیت دارند . آنها ممکن است ازشما دوری کنند . درکنارآنها بمانید . سعی کنید شرایطی رافراهم کنید که باشما کاری رابطورمشترک انجام دهند . به آنان تاکید نکنید که بایستی شاد باشند . با آنها واحوالشان کنار بیایید .
  • به موقع به آنها پیشنهاد کمک کنید . دریافت کمک به موقع مانع ازفرورفتن نوجوان درافسردگی عمیق تر می شود وپیشگیری ازبروز اختلال می گردد .
  • سعی کنید تاعلت اندوه نوجوان را دریابید . منشاء غم کجاست ؟ بادرک منشاء بروز غم نوجوان ، بهترین وسیله برای آزاد ساختن خود ازاثرات آن را دراختیار دارید .
  • انتظارطرد داشته باشید . اگرسعی در ارتباط یاحمایت ازنوجوان افسرده ای را دارید ، تعجب نکنید که گاهی پاسخ های منفی ویارفتار تحریک پذیری نشان دهند . این وضعیت راشخصی و خصوصی تعبیر نکنید . یک اصل مهم صبوری وتحمل است .

بخاطرداشته باشید که شمانمی توانید مسئول اعمال شخص دیگری که تحت فشارروانی یاافسردگی یاافکار خودکشی است باشید . آنچه که شما می توانید انجام دهید ایفای نقش به عنوان یک دوست یا مسئول علاقمند درکنار نوجوان به هنگام موقعیت های سخت می باشد . دراین برهه ی زمانی می توانید به نگرانی های آنها گوش کنید ، ازآنها حمایت کنید و برای دریافت کمک های تخصصی آنها را راهنمایی وارجاع دهید .

منبع : اینترنت 

www . mums . ac . ir /sina / fa/depression

دانشگاه علوم پزشکی مشهد